مرضيه محمدزاده
1469
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
سجدهى خون ، اختيارش را گرفت * اين نماز ، آخر قرارش را گرفت از وفادارى ، به تمكين ادب * رفت و از دريا برون شد تشنهلب مشت آبى تا لبانش پر گشود * غيرت امّا جلوهى ديگر نمود با لب زخم و عطش چون خنده كرد * اشتياق آب را شرمنده كرد گرچه تيغ و دشنههايش فرش بود * دستهايش تكيهگاه عرش بود خيمه را هرچند زخم افتاده بود * بر عمود قامتش استاده بود تيرباران چون به سويش پر گرفت * قامت شهبازىاش شهپر گرفت تا نگردد چشم غيرت شرمگين * تير را گفتا كه بر چشمم نشين تا عمود قامتش در خون تپيد * بر افق ، خورشيد خطّ خون كشيد كفر ، بيعت با لب شمشير كرد * قطعهقطعه عشق را تفسير كرد * اى حضور آسمان در جان خاك * يا حسين ابن على ! روحى فداك موجها هرچه تلاطم مىكنند * پيش پايت خويش را گم مىكنند * * * كيست اين طاقت گرفت از ما ، به خون غلتيدنش ؟ * خم شده هفت آسمان عشق ، بر بوسيدنش سينهمان جز در حريم عاشقى پرپر نزد * نازم اين دل را و در سيلاب خون غلتيدنش عطر عاشورا ، چنان شولا به تن پيچيده است * صد چمن گل باز شد در حسرت بوييدنش موسم اين باغ را فصل خزان باور نبود * باغبان مىگريد از اندوه پرپر ديدنش كوه را ماند ، فرا استاده در طوفان و باد * موج مىپيچد به خود ، در التهاب ديدنش ذو الفقارى بر كف و با صد دهان زخم و خون * مىنمايد غيرت حيدر ، چنين چرخيدنش